تبليغاتX
شبهاي غربت

شبهاي غربت

غريبه توي غربت نگو چي شد محبت- بگي ميگن ديونست حرفاش چه بچه گونست

در کنج اتاق پر از زمزمه تنهایی خودم که هر شبم يلدای بدون محفل عشق است
 
 احساس از خود بیخودی ميکنم.
 
 می خواهم بروم ولی نميدانم کجا. زمهریر تنهایی چه ماخولياييست که ذره ذره
 
وجودم را همچو خوره ميجود و ذهنم را به تسخير رخوت به بند می کشد.
 
 چند شبيست که شهوت رفتن به اوج خود رسيده ولی مرا به کدام نا کجا آباد
 
 ميخواهد ببرد.
 
 به کدام مدينه فاضله ميخواهد بکشاند و فقدان همراه و همنشين و همدم را با
 
کدام همسفر کجاوه سفرهای پر هيجان سعدی و حافظ پر کند.


لگام بر دهان اين طغيان درونم چرا بزنم وقتی سرکشيش ارضاء نيازهای درونم است.
 
شوق رفتن زيباست احساس حياط ميکنم.
 
 دقيقا به مانند لحظه ای که در این دنيای ماشين و آهن هنوز وقتی دلم ميگيرد
 
بستر صورتم به الماس ديده گانم تر ميشود.
 
 در شب تيره خلوتم فکر ميکنم و در اقيانوس مخوف افکارم غرق ميشوم و در
 
رويا همسفر امتدادهای بی پايان تخيل می شوم و دست از شکوه کشیده زير لب
 
از آفتاب باديه عشق – شمس - زمزمه ميکنم


دلا خو کن به تنهايی که از تنها بلا خيزد
 
 

ـ <BGSOUND SRC="http://www.myfilehut.com/userfiles/31316/Terry%20Jacks%20-%20If%20You%20Go%20Away.mp3" LOOP="-1">
+ نوشته شده در  2006/8/27ساعت 9 قبل از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

 
بي تو ، مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانة جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد

يام آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگهمه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد

تو بمن گفتي

ازين عشق حذر كن

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينة عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا ، كه دلت با دگران است

تا فراموش كني ، چندي ازين شهر سفر كن

با تو گفتنم

حذر از عشق ؟

ندانم

سفر از پيش تو ؟

هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمناي تو پَر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو بمن سنگ زدي ، من نه رميدم ، نه گسستم

باز گفتم كه

تو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم ، نتوانم

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب نالة تلخي زد و بگريخت

اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم

بي تو ، اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم...
+ نوشته شده در  2006/7/13ساعت 10 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

 
 
 
مسافر


از کجا آمده ای؟
      که چنین نمناکی!    
        زیــر بــاران بــودی
            ای خــیـال ابـدی!
              بــی تــو مـن تنهایم
                تـو چــرا غـمـگـیـنی؟

من اگـر می گریم
     تــرس فــردا دارم
      تـرس بی تو ماندن
         تـو چرا می گریی؟

                                    ای صدای قدمت      
                                        نبض دلتنگی من
                                          مـن اگـر دلـتـنـگم
                                               تـو چـرا تـنـهـایـی؟


روبه رویم بنشین
  حرف دل با من گو
      مـن اگر خاموشم
        تـو چـرا دلـتـنگی؟


        سایه ات زد فریاد
   من برا ی غم تو می گریم
       مـن مـســافــر هـسـتـم
                  آمدم تا بروم 
 
        سفرم تاابدیت جاریست

 

 

+ نوشته شده در  2006/5/11ساعت 6 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 


 Image hosting by TinyPic

دلم تنگ بود   صدام غم داشت   چشام گریه

حالا چی؟ دلم سنگه   صدام خنده   چشام بی رحمه بی رحمه

 

  • همیشه انتظار کشیدن برای رسیدن بهتر از هر گز نرسیدنه.
  • همیشه عاشقی-رسیدن به معشوق نیست
  • گاهی باید از معشوق گذشت تا عاشق بود.
  • همیشه چشمای باز قشنگ نیست
  • چون همه چیزای دنیا  دیدنی نیست.
  • همیشه حرف دلتو به معشوقت بزن نه به قاصد دلش.

                     ولی...تا میتونی از معشوقت نگذر چون ...          

                                       ((گذشتن از معشوق مرگ دلشه))                               

 

 

 

 

دلم مي خواد گريه كنم

 

 ولي چرا؟براي كي؟

 

شايد واسه دل خودم

 

شايدبراي ديگري

 

شايد دلم شكسته شد

 

شايد كه چشمام خسته شد

 

از ديدن دلسنگي ها

 

از زور اين دلتنگي ها

 

با تو ام اي ابر بهار

 

 جاي ديگه لونه بذار

 

آخه چرا چشماي من؟

 

از چشم ديگرون ببار

 

جنس دل من از شيشست

 

غصه كه كار هميشست

 

يه لحظه هم كه شاد بشم

 

از غصه من آزاد بشم

 

زودي يكي سر مي رسه

 

باز يكي از در مي رسه

 

كه بشكنه دل منو

 

كه در بياره اشكمو

 

 

یادت می یاد گفتم بهت یه بت چه جوری میشکنه؟

حالا می خوام یادت بدم چی کار کنی که بشکنه

وقتی یکی دل نداره یعنی محبت نداره

وقتی یکی سنگ میشه یعنی لیاقت نداره

گفتی بهش دوسش داری ولی چی شد آخر کار

گذاشت و رفت بی واهمه شکست همه قول و قرار

وقتی یکی میشه یه بت یعنی باید گذاشت کنار

تمام اون قول و قرار تمام اون راز و نیاز

بذار بره خیالی نیست یه روز میشه مثل خودت

تازه می فهمه که یه بت چیکار با قلبا می کنه

فقط کمی صبر می خواد تا ببینی آخر کار

همون بت سنگیه تو می شه برات یه بیقرار

حالا دیدی کاری نداشت شکستن یه قلب سنگ

آخره کار مال تو شد همون بت سنگی و سخت

ولی به قول یه نفر :گذشت چیزه خوبیه



 
+ نوشته شده در  2006/3/11ساعت 8 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 


 

Image hosting by TinyPic


دیار ِ من غربت
بی کسی
اندکی پایینتر از دلواپسی
چند متری مانده تا اوارگی
ده قدم پایینتر از بیچارگی
جنب یک ویرانه میپیچی به راست
میرسی در کوچه ای کز آنِ ماست
داخل بن بست تنهایی و درد
هست منزلگاه چندین دوره گرد
خسته و وامانده از این ماجرا
در میان اطراف میبینی مرا


نفرين باد بر تو كه با زندگي ديگران بازي مي كني
نفرين باد بر تو كه از هوس بعنوان عشق يادمي كني
هزاران نفرين بر
تو كه دختري را با قلبي شكسته
روحي ازرده وچشماني گريان تنها
ميگذاري و فقط به فكر عشق
جديدي هستي
هزاران
نفرين باد بر تويي كه
...
 
Image hosting by TinyPic

 
خیلی سخته اون چیزی که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوستش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشات میمیره..
بره و سراغی دیگه از تو و چشات نگیره
خیلی سخته که تو پاییز با عزیزی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد
یه جوری ازش جدا شی! خیلی
...

Image Hosted by ImageShack.us
من همانم که پشت خرمن خنده هايم
کوله باري از غم دارم
کوله باري از درد دارم
من همانم که
کس به اتاقک تنهاييم راه نيافت
سهراب چه زيبا در حافظه ام گنجاند
که يادم باشد تنهايم


Image hosting by TinyPic
 

اين جسم من از خاك است, هم خاك شود روزي
اين خط من از دفتر, هم پاك شود روزي
هر کس که مرا خواهد, يا خط مرا خواند
شايد که كند يادم غمناک شود روزي
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است
عشق را به خاطر بسپار
معشوق رفتنی است

 
Image hosting by TinyPic
 
عروسکه قشنگ من سياه پوشيده
 رنگ چشاش قرمز شده خوابش نميره
 عروسکه من چشماتو باز کن
 به اين همه درد يکم نگاه کن
 ....
 
+ نوشته شده در  2006/3/1ساعت 9 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

 
چشم به هم زدیم امسالم گذشت....باورم نمیشه چند روزه ديگه تولدمه ...هنوزم دلم میخواد همون دختر کوچولو باشم....دلم میخواست میرفتم تو کوچه بازم با بچه ها بازی می کردم...بازم مثل اونموقع ها صاف و ساده بودم...کاش مثل اونوقتا بزرگترین آرزوم خریدن یه عروسک تازه بود...دلم میگیره وقتی میبینم دیگه بر نمیگرده....
وقتی میگن به آدم دنیا فقط ۲ روزه آدم دلش میسوزه....

 

Image hosting by TinyPic
 
 
وقتي نيستي بال و پرم شكستست       دلم ديگه از همه دنيا خستست
          بدونهِ تو كلبه ي آرزوهام          
ويرونه ست و همه درهاش بستست     
وقتي نيستي زنده بودن سؤاله          
هستي من بدون تو؟محاله
وقتي نيستي مرغك كوچيك دل           
از همه ي بي كسي هاش مي ناله
   وقتي نيستي به آخر جاده غم رسيدم          بزرگتر از غم تو من نديدم         
   منتظرت تا پاي جون نشستم         همين روزاست كه بشنوي بريدم
      بريدنم مردنمه،ميدوني؟          هنوز هم دل برام نمي سوزوني؟
  اگه نياي زود ميگذره جووني         ميميره دل توي بي همزبوني.
وقتي نيستي آسمون فقط ميباره          شبها نداره حتي يه ستاره
وقتي نيستي چشام مثل آسمونه          تا صبح فقط براي تو بيداره
 
 

Image hosting by TinyPic
 
 
 فاميلهاي که تو ايران دارم مثل عمه دختر عمه خاله اينارو همه روخیلی دوست دارم !!! خیلی!!!

ولی امروز بعد از تقریباْ  دو سال بهشون تلفن کردم خيلي سرد بودن يا من حسه عجيبي داشتم احساس مي كردم فاميل نيستيم غريبه هستيم ,شاكي بودن که چرا زودتر زنگ نزدم ميدونم مقصر منم اما دوستشون دارم و از يه طرف نميخوام باهشون رابطه داشته باشم

چرا ما آدما اینجورییم ؟؟؟

هر کسی رو که بیشتر دوست داریم ...

بیشتر اذیتش می کنیم!!!

 
+ نوشته شده در  2006/2/21ساعت 11 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

 
 
 
ای که سایه ی نگاهت همیشه روی چشامه

یاد خنده ی شیرینت عطر ناب لحظه هامه

ای که دوست داشتن چشمات شده کار شب و روزم

عمریه که بی وجودت دارم آب میشم،می سوزم

این دل دیوونه بد جور دلتنگ طعم نگاته

اوج لذت من ای گل،زنگ خوشرنگ صداته

بازم این اشکای داغم روی گونه شده جاری

من واست می میرم ای وای تو منو دوسم نداری

+ نوشته شده در  2006/2/15ساعت 0 قبل از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

Image hosting by TinyPic
 
 
 حتی نمک توی سفره ات را از خدا بخواه.» این را  پیامبر گفت . حالا بگذریم از اینکه اون زمینی که سفره روش پهنه  و اون  سفره و غذایی که توی سفره است و آدم ها ی گرسنه  همه دست پرورده خود خدا هستند. اما تکلیف اون یه ذره نمکی هم که قراره رو غذات بپاشی باید معلوم باشه ...

ببین! اصلا خجالت نکش که اگه یه وقتی رفتی دم در خونه خدا و ازش یه جفت جوراب زرد با منگوله های قرمز خواستی ... اصلا از این که برای هر چیز کوچیکی بری در خونش رو بکوبی نترس. خود خدا هم از همین چیزای کوچیک شروع کرده... از اون وقتی که داشت تو رو می آفرید و برای اون انگشتات که اون موقع خیلی کوچیک بودن به ده تا ناخن خیلی کوچیک تر فکر کرد که با ظرافت روی دستت کار بگذاره . مخصوصا ناخن اون انگشت کوچیکه که گاهی آدم رو از کوچیکیش به خنده میندازه...

خدای چیزای کوچیک... من فکر میکنم خدا اگرچه همین خدایی است که هفت آسمونو آفریده و اصلا در زمینه آفریدن چیزای گنده و حجیم و چند طبقه است در اصل اول خدای چیزای کوچیکه ...خدای حس هایی که مثل مورچه کوچیکن و آروم آروم وارد روح آدم میشن ...

خدا، خدای چشم ماهیهاست ... خدای شاخک سوسک ها ... خدای هسته هلو ... این چیزی که میخوام بگم بیشتر یه حسه ... از اون طرف  امیدوار قلبم میاد که اسمای مهربون خدارو از حفظه . از اون سمتی میاد که به عنوان یه بنده سو استفاده گر مدام از رحمت خداوند برای خودش خرج می کنه ...  من فکر میکنم ... نه ! حس میکنم و ایمان دارم که خدا اگه بخواد منو ببخشه دیگه دست از این ریزبینی ها   بر می داره. یه دفعه می بینی در رحمتشو باز می کنه و کرور کرور آدمو با هم   می بخشه...

از این حرفا بگذریم ... خواستم بگم اگه یه وقتی حتی غذای سر سفره مون هم شور شده باشه باید بدونیم که از حساب مهربونی و بخشش خدا در باب نمک غذامون زیادی برداشت کردیم... وای که چقدر اون غذای شور به آدم می چسبه !!!

 

+ نوشته شده در  2006/2/1ساعت 6 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

Image hosting by TinyPic 
 
 آسمون ابری شده ، ستاره خوابه نازنین
لذت یکی شدن با تو سرابه نازنین
دریا تو نگاه تو قشنگ و آبی تر میشه
               اما سهم من ازش فقط یه خوابه نازنین            
همیشه قسمت من ازت یه خوابه نازنین
همیشه بودن تو برام سرابه نازنین
لمس عشقم که خیال توی قلبت می دونم
دیگه چشمات و نبند نگاتو ازم نگیر
 هر کسی بهونه می خواد واسه زنده بودنش
تو بیا بهونه باش و توی ذهن من نمیر
تو بهونهء قشنگِ زندگیمی نازنین
تو یه شعر موندگاری توی قلبم نازنین
             تو شبای بی کسی مو حسرت و دلواپسی مو          
تو طلوع خستگی مو که ندیدی نازنین
گریه های بی صدا مو نشنیدی نازنین
بغض تلخ این سکوت رو نشکستی نازنین
خواستم این ترانه رو پیش کش چشمات بکنم 
                        تو خودت خدای این ترانه هایی نازنین                         
هیچ بهانه ای نبود واسه دوباره دیدنت
تو بهونه ی همه بهانه هایی نازنین

+ نوشته شده در  2006/1/9ساعت 9 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

Image hosting by TinyPic 
سيـب سـرخي را بـه من بخشيـد و رفـت
عاقبـت بر عشـق مـن خنـديـد و رفـت
اشـك در چشمــان سـردم حلقــه زد
بـي مـرو‏ت گريـه ام را ديــد و رفـت
چشـم از مـن كنـد و دل از مـن بريـد
حـال بيمـار مــرا فهـميــد و رفـت
بـا غـم هجــرش مــدارا مـي كنـم
گـر چـه بر زخمــم نمك پاشيد و رفـت
    
 
Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  2006/1/8ساعت 4 قبل از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

 
 
Image hosted by TinyPic.com
 
 
من به گلای پیرهنت    زنجیر دور گردنت
به عطری که می زنیو    می پیچه تو شهر تنت
به هرچی که دوس داری حسودیم میشه
هرجا پا می زاری حسودیم میشه
به طرحای انگشترت   به عکس جلد دفترت
به فکری که شبا میاد   می گذره از بالا سرت
به هرچی که دوس داری حسودیم میشه
هرجا پا می زاری حسودیم میشه
به برق دستبند دسات   به موج ناز مژه هات
به تابلوی نقاشیه     اتاق مهربونیات
به هرچی که دوس داری حسودیم میشه
هرجا پا می زاری حسودیم میشه
به خودنویس روی میز   هر کی پیشت باشه عزیز
خلاصشو برات بگم      به مه کس،به همه چیز
به هرچی که دوس داری حسودیم میشه
هرجا پا می زاری حسودیم میشه
به دیوارای خونتون   دخترای همسایتون
به اون پرنده هایی که   سر می ذارن رو شونتون
به هرچی که دوس داری حسودیم میشه
هرجا پا می زاری حسودیم میشه
Image hosted by TinyPic.com
+ نوشته شده در  2006/1/7ساعت 1 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

Image hosted by TinyPic.com

روزی که نگاهمان در هم اميخت ،

می خواستم بگويم که...!

اما سکوت کردم.

حس کردم ، ازنگاهم ، رازم را خوانده باشی!

دوست ندارم بگويم ، دوستت دارم.

دوست دارم ، درک کنی ، که دوستت دارم.

پيام من ، کلام من ، خداحافظ تو.

 
Image hosted by TinyPic.com
+ نوشته شده در  2005/12/19ساعت 5 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

Image hosted by TinyPic.com 


یکی داشت و یکی نداشت! اونی که داشت تو بودی اونی که تورو نداشت من بودم

 یکی خواست و یکی نخواست ! اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن را نخواست من بودم

 یکی بود پس کی نبود!یکی بودو یکی نبود! اونی که بود تو بودی اونی که نبود من بودم!

 یکی آوردو یکی نیاورد! اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم

 یکی برد یکی نبرد! اونی که برد تو بودی اونیکه دل به تو باخت من بودم  


Image hosted by TinyPic.com

+ نوشته شده در  2005/12/15ساعت 2 قبل از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

 
Image hosted by TinyPic.com
 
من كه مي دانم شبي عمرم به پايان مي رسد نوبت خاموشي من سهل وآ سان مي رسد
من كه مي دانم كه تا سر گرم بزم هستي ام مرگ ويرانگر چه بيرحم و شتابان مي رسد
 
 پس چرا عاشق نباشم
 
 
 
 
 
 
 
Image hosted by TinyPic.com
 
Image hosted by TinyPic.com
+ نوشته شده در  2005/12/13ساعت 7 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

Image hosted by TinyPic.com 
 
گل من گریه مکن

که در آئینه اشک تو غم من پیداست

قطره اشک تو داند که غم من دریاست

گل من گریه مکن !

سخن از اشک مخواه که سکوتت گویاست

از نگه کردنت احوال تو را می دانم

دل غربت زده ات بینوایی تنهاست

من و تو می دانیم چه غمی در دل ماست

گل من گریه مکن !

اشک تو صاعقه است

تو به هر شعله چشمان ترم می سوزی

بیش از این گریه مکن

که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی

من چو مرغ قفسم

تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی

گل من گریه مکن

که در آئینه اشک تو غم من پیداست

قطره اشک تو داند که غم من دریاست

دل به امید ببند نا امیدی کفر است

چشم ما بر فرداست ز تبسم مگریز

دررر دندان تو در غنچه لبها زیباست

گل من گریه مکن

دلتنگیام فراوونه دل دیگه بی تو داغونه  دنیا با اون بزرگیاش  بی تو برام یه زندونه هوای چشمام بارونه

Image hosted by TinyPic.com





+ نوشته شده در  2005/12/13ساعت 7 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

 
Image hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.com
من به غیر از تو نخواهم ،چه بدانی، چه ندانی

از درت روی نتابم ،چه بخوانی ،چه برانی

دل من میل تو دارد، چه بجوئی، چه نجوئی
Image hosted by TinyPic.com
من که بیمار تو هستم چه بپرسی ، چه نپرسی،

جان به راه تو سپارم ،چه بدانی، چه ندانی

می توانی به همه عمر دلم را بفریبی
Image hosted by TinyPic.com
ور بکوشی زدل من بگریزی نتوانی

دل من سوی تو آید بزنی یا بپذیری

بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی
Image hosted by TinyPic.com
جانی از بهر تو دارم ،چه بخواهی ،چه نخواهی

شعرم آهنگ تو دارد ،چه بخوانی ،چه نخوانی
Image hosted by TinyPic.com
+ نوشته شده در  2005/10/11ساعت 10 قبل از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

Image hosted by TinyPic.com 
  
Image hosted by TinyPic.com 
Image hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.com
می دونم می خوای بری
منو تنها بذاری
می دونم چشات می گن
دیگه طاقت نداری
می دونم خسته شدی
مرغ پر بسته شدی
دیگه تو بال و پری
واسه پرواز نداری

Image hosted by TinyPic.com 
می دونم دست تو نیست
رفتن و پر زدنت
آخه اگه با تو بود
من بودم همسفرت 
 
Image hosted by TinyPic.com
می دونی رفتن تو
توی تقدیر منه
گریه های بی صدا
سهم فردای منه
Image hosted by TinyPic.com
می دونی مال منه
همه ی جدایی ها
همه ی غم های دنیا
همه ی تنهایی ها
 
Image hosted by TinyPic.com
 
می دونی اشکای من
مث بارون می بارن
آخه تو که نباشی
دیگه مانع ندارن

Image hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.com
 
+ نوشته شده در  2005/10/10ساعت 8 قبل از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

Image hosted by TinyPic.com 
دوروغ نگو من بچه نیستم دیگه
بازیم نده بازیچه نیستم دیگه
باهام بمون اشکامو باور بکن
زندگیمواز این سیاهتر نکن
 
 
دیگه بهم نگو عشق تو پاکه
که دلت عاشقه برام هلاکه
 
 
خونه ی قلب من بیتو چه سرده
اگه تو نباشی یه دنیا درده
یه خسته که بدست تو اسیره
بیشتر از این خوارو شکستش نکن
اون دلی که برای تو میمیره
تو دست غم زنجیرو بستش نکن
 
Image hosted by TinyPic.com
 
توی این خلوت شب میون پنجره ها
نقش خاکستری غم تو مونده بجا
مثه برگ پاییزی که شد از شاخه جدا
یه روزی تنگ غروب افتاده شد زیر پا
 
Image hosted by TinyPic.com
 
چشمای تو بادو تا چشمای من
میخواد بگن یکی اومد جای من
برو ولی یادت باشه یه روزی
گل میریزی تو جای پاهای من
 
Image hosted by TinyPic.com
 
وقتی رفت حاشیه درختامون طلایی بود
ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود
وقتی رفت غبار نشست رو رویاهای اطلسی
دیگه هیچکسی نشد عاشق چشمای کسی
 
Image hosted by TinyPic.com
 
وقتی رفت دریا دیگه به ماهیا نگاه نکرد
ماه دیگه در نیومد . ستاره ادعا نکرد
وقتی رفت . حاشیه درختامون طلایی بود
ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود
Image hosted by TinyPic.com
وقتی رفت پرنده های کوچه بی دونه شدن
عابرا . رفتنشو دیدن و دیوونه شدن
وقتی رفت . حاشیه درختامون طلایی بود
ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود
وقتی رفت یه قطره اشک از شهر چشماش جاری بود
همونو ازش گرفتم آخه یادگاری بود
 
Image hosted by TinyPic.com
+ نوشته شده در  2005/10/8ساعت 5 قبل از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

Image hosted by TinyPic.com 
 Image hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.com 
 خسته و در به در شهر غمم

شبم از هر چی شبه سياهتره

Image hosted by TinyPic.com
زندگی زندون سرد کينه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

Image hosted by TinyPic.com
چی ميشد اون دستای کوچيک و گرم

رو سرم دست نوازش ميکشيد

Image hosted by TinyPic.com
بستر تنهايی و سرد منو

بوسه گرمی به آتش ميکشيد

Image hosted by TinyPic.com
چی ميشد تو خونه کوچيک من

غنچه های گل غم وا نميشد

Image hosted by TinyPic.com
چی ميشد هيچ کسی تنهام نميذاشت

جز خدا هيچ کسی تنها نميشد

Image hosted by TinyPic.com
من هنوز در به در شهر غمم

شبم از هر چی شبه سياهتره
Image hosted by TinyPic.com
زندگی زندون سرد کينه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

من هنوز در به در شهر غمم ...
 
Image hosted by TinyPic.com 
Image hosted by TinyPic.com
+ نوشته شده در  2005/10/7ساعت 3 قبل از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

Image hosted by TinyPic.com
 
 Image hosted by TinyPic.comبال سنگين سفر  ميشكندImage hosted by TinyPic.com
 Image hosted by TinyPic.comواي ملال انگيز استImage hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.com هيچ كس منتظر ديدن ما نيست،  بيا برگرديمImage hosted by TinyPic.com
  
Image hosted by TinyPic.com 
Image hosted by TinyPic.comعشق من عاشقم باش. که تن به شب نبازمImage hosted by TinyPic.com
 Image hosted by TinyPic.comبا غربت من بساز .تا با خودم  بسازمImage hosted by TinyPic.com
 
Image hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.comاز بس که آسمان دلم ابريستImage hosted by TinyPic.com
 Image hosted by TinyPic.comتمام خاطراتم نمناک شده  استImage hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.com نمي دانم چرا؟Image hosted by TinyPic.com
 Image hosted by TinyPic.comدريا را هم  که ديدم به ياد تو افتادمImage hosted by TinyPic.com
 Image hosted by TinyPic.comروي ماسه هاي ساحل نوشتم Image hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.comاگر طاقت شنيدن داريImage hosted by TinyPic.com
 Image hosted by TinyPic.comمن شهامت  گفتن دارمImage hosted by TinyPic.com
 Image hosted by TinyPic.comدوباره به دريا نگاه کردمImage hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.comباز برگشتم اين بار روي ماسه ها نوشتمImage hosted by TinyPic.com
 Image hosted by TinyPic.comدوست دارمImage hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.com
<
+ نوشته شده در  2005/10/6ساعت 2 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

همش دروغه
 هر كي مي گه دوستت دارم دروغ مي گه
 هر كي مي گه وفا دارم دروغ مي گه
 تو اين دوره زمونه عاشقي گشته نمونه
 هر چي جستجو كني از او نمي بيني نشونه
من مي گم مهر و مروت
من مي گم عشق و محبت
من مي گم مهر و وفا
همش دروغه
من مي گم اشكاي
عاشق من مي گم گل شقايق
 من مي گم مهر و صفا همش دروغه
 

هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود

Image hosted by TinyPic.com
+ نوشته شده در  2005/10/6ساعت 2 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

 
روز از عشق تو مستم
 یه روز از زندگی خسته
 یه روز دستت توی دستم
 
 
 
یه روز با تو
یه روز تنها
 یه روز بیگانه ایم با هم
تو این دنیای وا نفسا آخه دیوانه ایم ما هم
 
 

+ نوشته شده در  2005/10/6ساعت 2 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  | 

Image hosted by TinyPic.com

 

کاش قلبم درد تنهایی نداشت
چهره ام هرگز پریشا نی نداشت
کاش برگ های آخر تقویم عشق
 حرفی از یک روز بارانی نداشت
 کاش می شد
 راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت
 
 زندگي مثل سفر بي انتها و پر خطر
 مقصدت رو اگه ميخواي برو پيش يه همسفر
 يه همسفر كه پيشته از سر شب تا به سحر بياد و قلبشو بده
 فقط براي يك نفر
 نه اون كسي كه بي صدا همچو غريب آشنا ميره و تنهات ميذاره
 مثل شبي سرد و فنا
 اين رسمشه
 اين بازيشه
 اين روزگار
 يه آتيشه خسته شدم
 من از التماس از اين دلاي بي احساس
 از اين همه دوري عشق از آدماي نا سپاس
Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com


+ نوشته شده در  2005/10/6ساعت 2 بعد از ظهر  توسط .*.MalOoS.*.  |